به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
حافظ

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

  1. به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

    که مونس دم صبحم دعای دولت توست

  2. سرشک من که ز طوفان نوح دست برد

    ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست

  3. بکن معامله ای وین دل شکسته بخر

    که با شکستگی ارزد به صد هزار درست

  4. زبان مور به آصف دراز گشت و رواست

    که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست

  5. دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست

    چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست

  6. به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

    که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

  7. شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز

    نمی کنی به ترحم نطاق سلسله سست

  8. مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی

    گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی به ترحم نطاق سلسله سست
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی به ترحم نطاق سلسله سست
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو
  • پس زمینه شب متن نوشته:  که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی به ترحم نطاق سلسله سست
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو شی
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی به ترحم نطاق سلسله سست
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی به
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی به
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
بکن معامله ای وین دل شکسته بخر
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
دلا طمع مبر از لطف بی نهایت دوست
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی که مونس دم صبحم دعای دولت توست
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
نمی کنی ب