شعرفارسی

تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
سعدی

  1. تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا

    سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

  2. نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر

    تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

  3. شربتی تلختر از زهر فراقت باید

    تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

  4. هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین

    روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

  5. بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند

    به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

  6. سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید

    بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید
  • پس زمینه شب متن نوشته:  سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  تا بود بار غمت بر دل بی هوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
سعدی اندر کف جلاد غمت می گوید سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
بنده ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا