شعرفارسی

به من سلام فرستاد دوستی امروز
حافظ

  1. به من سلام فرستاد دوستی امروز

    که ای نتیجه کلکت سواد بینایی

  2. پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد

    چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی

  3. جواب دادم و گفتم بدار معذورم

    که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی

  4. وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست

    به کف قباله دعوی چو مار شیدایی

  5. که گر برون نهم از آستان خواجه قدم

    بگیردم سوی زندان برد به رسوایی

  6. جناب خواجه حصار من است گر اینجا

    کسی نفس زند از حجت تقاضایی

  7. به عون قوت بازوی بندگان وزیر

    به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی

  8. همیشه باد جهانش به کام وز سر صدق

    کمر به بندگی اش بسته چرخ مینایی

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی
کمر به بندگی اش بسته چرخ مینایی به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی
کمر به بندگی اش بسته چرخ مینایی به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
  • پس زمینه شب متن نوشته:  که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی
کمر به بندگی اش بسته چرخ مینایی به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
هم
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی
کمر به بندگی اش بسته چرخ مینایی به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
همیشه باد جهانش به کام وز سر صدق که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
همیشه باد جهانش به کام وز سر صدق که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
همیشه باد جهانش به کام وز سر صدق که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودایی
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  به من سلام فرستاد دوستی امروز
پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد
جواب دادم و گفتم بدار معذورم
وکیل قاضی ام اندر گذر کمین کرده ست
که گر برون نهم از آستان خواجه قدم
جناب خواجه حصار من است گر اینجا
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
همیشه باد جهانش به کام وز سر صدق که ای نتیجه کلکت سواد بینایی
چرا ز خانه خواجه به در نمی آیی
که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی
به کف قباله دعوی چو مار شیدایی
بگیردم سوی زندان برد به رسوایی
کسی نفس زند از حجت تقاضایی
به سیلی اش بشکافم دماغ سودای