در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
حافظ

  1. در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود

    تا ابد جام مرادش همدم جانی بود

  2. من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار

    گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود

  3. خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش

    همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود

  4. بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست

    زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود

  5. همت عالی طلب جام مرصع گو مباش

    رند را آب عنب یاقوت رمانی بود

  6. گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین

    کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود

  7. نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار

    خودپسندی جان من برهان نادانی بود

  8. مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان

    نستدن جام می از جانان گران جانی بود

  9. دی عزیزی گفت حافظ می خورد پنهان شراب

    ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند را آب عنب یاقوت رمانی بود
کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود
خودپسندی جان من برهان نادانی بود
نستدن جام می از جانان گران جانی بود
ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طل
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند را آب عنب یاقوت رمانی بود
کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود
خودپسندی جان من برهان نادانی بود
نستدن جام می از جانان گران جانی بود
ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طل
  • پس زمینه شب متن نوشته:  تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند را آب عنب یاقوت رمانی بود
کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود
خودپسندی جان من برهان نادانی بود
نستدن جام می از جانان گران جانی بود
ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طلب
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند را آب عنب یاقوت رمانی بود
کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود
خودپسندی جان من برهان نادانی بود
نستدن جام می از جانان گران جانی بود
ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طل
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین
نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان
دی عزیزی گفت حافظ می خورد پنهان شراب تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی ب
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین
نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان
دی عزیزی گفت حافظ می خورد پنهان شراب تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین
نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان
دی عزیزی گفت حافظ می خورد پنهان شراب تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
بی چراغ جام در خلوت نمی یارم نشست
همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین
نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان
دی عزیزی گفت حافظ می خورد پنهان شراب تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
گفتم این شاخ ار دهد باری پشیمانی بود
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
زان که کنج اهل دل باید که نورانی بود
رند