شعرفارسی

سحرم دولت بیدار به بالین آمد
حافظ

  1. سحرم دولت بیدار به بالین آمد

    گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

    سحرگاه، بختِ بیدار بالای سرم آمد و گفت: بلند شو که آن پادشاهِ شیرین و دلپذیر آمد.

  2. قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام

    تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

    جام شرابی بنوش و شادمانه برای دیدن برو تا ببینی که محبوبت چطور آمد

  3. مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای

    که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد

    ای گوشه نشینی که فضا را عطر آگین می‌کنی! مژده بده که آن آهوی مشکین، از صحرای ختن بازگشت.

  4. گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد

    ناله فریادرس عاشق مسکین آمد

    گریه، رنگ و آب را به چهره سوختگان عشق برگرداند. ناله به داد عاشق بیچاره رسید.

  5. مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست

    ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد

    پرنده‌ی دل، همچنان خاطر خواه آن کمان ابروست. ای کبوتر (دل) مواظب باش که شاهین آمد (تا تو را شکار کند)

  6. ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست

    که به کام دل ما آن بشد و این آمد

    ای ساقی! شراب بده و نگران دوست و دشمن نباش چرا که همانطور که می‌خواستیم، دشمن رفت و دوست آمد.

  7. رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار

    گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد

    هنگامی که ابر بهاری متوجه بدعهدی زمانه شد، بر سر یاسمن و سنبل و نسرین گریست.

  8. چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل

    عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد

    هنگامی که باد صبا سخن حافظ را از زبان بلبل شنید، عطرافشان برای تماشای سبزه‌زاران خوشبو آمد.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر به
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر به
  • پس زمینه شب متن نوشته:  گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر به
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  سحرم دولت بیدار به بالین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین

    • دولت

      دولت
      حکومت ، سلطنت ، هیئت وزیران
      سعادت ، طالع
      جاه ، مکنت
      مدد، کمک
    • قدحی

      پیاله
      جام
      پیغاله
      قدح
      ساغر
      پیاله
      کاسه ٔ خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است
    • بخرام

      خرام
      خرامیدن
      خرامان
      چمان
      چمیدن
      راه رفتن و رفتاری که از روی ناز و سرکشی و زیبائی باشد.
      وفای به عهد
      مهمانی و ضیافت
      هرچیز خوش
      نوید و مژدگانی
      هدیه و پیشکش
    • نگارت

      نگار
      نقش، تصویر، نگاشته، آرایش، آب و رنگ
      بت، صنم
      کنایه از معشوق
    • مشکین

      مشک
      مشکین
      نافه‌ی آهوی نر
      ماده‌ای خوشبو و سیاه رنگ که از ناف آهوی خطائی بدست می‌آید.
    • نافه

      نافه
      ناف آّهوی مشک. کیسه ای مشکین به اندازه ٔ تخم مرغ، که زیر پوست شکم آهوی ختائی نر قرار دارد ودر آن مشک وجود دارد
    • شاهین

      شاهین
      شاهین
      پرنده‌ای شکاری و بسیار جسور و با شهامت
    • ساقیا

      ساقی
      کسی که آب یا شراب به دیگران دهد.
    • نسرین

      نسرین
      نسرین
      گلی سفیدرنگ و کوچک و خوشبو
    • سمن

      یاسمن
      یاسمین
      سمن
      یاس
      یاسمن
      درختچه ای از تیره ٔ زیتونیان که دارای گونه های برافراشته و یا بالارونده است . گلهایش درشت و معطر و به رنگهای سفید یا زرد و یا قرمز میباشد.
    • بلبل

      عندلیب
      هزاردستان
      بلبل
      مرغ چمن
      مرغ سحر
      هزار
      بلبل
      پرنده ایست جزو راسته ٔ گنجشکان متعلق به دسته ٔ دندانی نوکان که قدش تقریباً به اندازه ٔ گنجشک است و رنگش در پشت خاکستری متمایل به قرمز و در زیر شکم متمایل به زرد است . نوکش ظریف و تیز است . این پرنده حشره خوار است و آوازی دلکش دارد
    • صبا

      صبا
      بادی است که از مابین مشرق و شمال وزد و باد برین هم همین است
    • عنبرافشان

      عنبر
      عنبر
      ماده‌ای مومی و خوش بو است که از نهنگ عنبر (گاو عنبر) به دست می‌آید. عنبر در دستگاه گوارش نهنگ عنبر ساخته می‌شود و از راه مخرج یا دهان این جانور دفع می‌شود. قطعه‌های عنبر دفع شده روی آب دریا یا در ساحل به دست می‌آید.