شعرفارسی

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
حافظ

  1. شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش

    که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

  2. سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش

    مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش

  3. بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن

    به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش

  4. کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار

    که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش

  5. بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم

    به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش

  6. نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست

    سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

  7. کمان ابروی جانان نمی پیچد سر از حافظ

    ولیکن خنده می آید بدین بازوی بی زورش

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
ولیکن خنده می آید بدین بازوی بی زورش شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منا
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
ولیکن خنده می آید بدین بازوی بی زورش شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منا
  • پس زمینه شب متن نوشته:  که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
ولیکن خنده می آید بدین بازوی بی زورش شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منافی
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
ولیکن خنده می آید بدین بازوی بی زورش شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منا
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
کمان ابروی جانان نمی پیچد سر از حافظ که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حش
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
کمان ابروی جانان نمی پیچد سر از حافظ که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظره
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
کمان ابروی جانان نمی پیچد سر از حافظ که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظره
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
کمان ابروی جانان نمی پیچد سر از حافظ که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش
که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش
سلیمان با چنان حشمت نظر

    • دم

      دم
      نفس
      گرما
      آه
      لحظه، هنگام
    • آز

      آز
      زیاده خواهی . طمع. ولع. حرص- تنگ چشمی
      غم و حسرت
      هوی و آرزو
      حاجت و نیاز
    • سماط

      سماط
      بساط، سفره
      صف، رده
    • زهره

      زَهره
      کیسه صفرا
      مایع زرد رنگ و تلخ موجود در کیسة صفرا
      دل و جرأت
    • جم

      جمشید
      جم
      پسر تهمورث، چهارمین پادشاه پیشدادی. او هزار سال عمر کرد و مدت پادشاهی او نزدیک هفتصد سال بود. پادشاهی او، دوره تابندگی و درخشش زندگی ایرانیان بوده است. شراب و نوروز و حمام و طبابت و تیروکمان از یادگارهای او هستند. سرانجام به دست ضحاک ماردوش کشته شد.
    • کمند

      کمند
      دام و طنابی که در جنگ بر گردن دشمن یا در شکار بر گردن حیوان می انداختند و او را به جانب خود می کشیدند.
    • جام

      جام
      جام
      پیاله آبخوری، پیاله شرابخوری
      آیینه شیشه‌ای، شیشه‌های رنگی
      جام جم: جام گیتی نما، جام جهان نما. جامی که جمشید چهارمین پادشاه پیشدادی اختراع کرد و در آن اوضاع جهان را مشاهده می کرد، این جام بعدها به کیخسرو و دارا رسید. در عرفان از این جام به دل تعبیر می شود.
    • گورش

      گور
      گور، گورخر ایرانی
      قبر
      گورخر
      جای بی آب و علف
    • صافیت

      صافی
      روشن . شفاف . خالص . بی دُرد. بی غش . پاکیزه . ناب