شعرفارسی

شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
حافظ

شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست

  1. شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست

    این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند

    این داستانهایی که از ماجراهای فرهاد و شیرین گفته‌اند، تنها بخشی از قصه عشق شورانگیز ما است.

  2. هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد

    آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند

    هیچ مژگان بلند و عشوه‌ سحرانگیزی، نتوانستند آنچه را که آن موی بلند و خال سیاه‌رنگ کردند، انجام دهند.

  3. ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست

    قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند

    ای ساقی! شراب بده که نمی‌توان در برابر آنچه سرنوشت حکم کرده‌ است، چاره جویی کرد. تقدیری که از روز ازل تعیین شده است، قابل تغییر نیست.

  4. در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید

    کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند

    کاسه سفالی رندان را خوار و پست نشمارید و به خواری در آن نگاه نکنید. که این دوستان، خدمتگزار جام جهان بین بوده‌اند.

  5. نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران

    عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند

    خاک کوی دلبران، بوی خوش جان‌فزا دارد. عارفان در آن کوچه، عقلشان را خوشبو کرده‌اند.

  6. ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربر کشد

    دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند

    ای ساقی! دیوانه‌ای مثل من کی می‌تواند شراب (دختر انگور) را که مهریه‌اش را عقل نقد (که من ندارم!) تعیین کرده‌اند، در آغوش بکشد؟

  7. خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام

    این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند

    انسانهای خاکی حتی از جرعه‌ای از کاس الکرام هم (ته جرعه‌ای از شراب که جهت احترام، بر روی زمین می‌پاشیده‌اند)  بی‌نصیب‌اند.  ببین که چه جفایی در حق عاشقان بی‌نوا کرده‌اند!

  8. شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست

    این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند

    زاغ و زغن، زیبنده و سزاوار شکار شدن و بند بسته شدن (بخاطر پرهایشان) نیستند. این بزرگواری را در حق شهباز و شاهین کرده‌اند.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند
این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلب
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند
این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلب
  • پس زمینه شب متن نوشته:  این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند
این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبرا
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
دختر رز را که نقد عقل کابین کرده اند
این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند
این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلب
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران
ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربر کشد
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرد
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران
ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربر کشد
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
د
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران
ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربر کشد
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند
د
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  شمه ای از داستان عشق شورانگیز ماست
هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست
در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران
ساقیا دیوانه ای چون من کجا دربر کشد
خاکیان بی بهره اند از جرعه کاس الکرام
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیست این حکایتها که از فرهاد و شیرین کرده اند
آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده اند
قابل تغییر نبود آنچه تعیین کرده اند
کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند
عارفان آنجا مشام عقل مشکین کرده اند

    • مشکین

      مشک
      مشکین
      نافه‌ی آهوی نر
      ماده‌ای خوشبو و سیاه رنگ که از ناف آهوی خطائی بدست می‌آید.
    • ازل

      ازل
      همیشگی، زمانی که ابتدا ندارد
    • رندان

      رند
      شخص حیله‌گر و زیرک
      بی‌قید و لاابالی
    • نکهت

      نُکهَت
      بوی خوش، بوی دهان
    • رز

      رز
      انگور، درخت انگور
    • کاس الکرام

      کاس الکرام
      اشاره به رسمی بسیار قدیمی است که پس از نوشیدن شراب، برای احترام به خاک، ته جرعه آن را بر روی زمین می‌پاشیده‌اند. رسم ریختن آب یا گلاب بر گور مردگان، ادامه همان رسم کهن است.
    • زاغ

      زاغ
      غراب
      زاغ
      کلاغ سیاه
    • زغن

      زغن
      پرنده ای است گوشتخوار از دستة بازها اما کوچک تر از باز.
    • شهپر

      شهپر
      پر اولین بال پرندگان
    • شاهین

      شاهین
      شاهین
      پرنده‌ای شکاری و بسیار جسور و با شهامت