صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
حافظ

  1. صبا به تهنیت پیر می فروش آمد

    که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

  2. هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای

    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

  3. تنور لاله چنان برفروخت باد بهار

    که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد

  4. به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش

    که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

  5. ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع

    به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد

  6. ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد

    چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد

  7. چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس

    سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد

  8. ز خانقاه به میخانه می رود حافظ

    مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم
  • پس زمینه شب متن نوشته:  که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم اس
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
ز خانقاه به میخانه می رود حافظ که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپ
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
ز خانقاه به میخانه می رود حافظ که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان که
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
ز خانقاه به میخانه می رود حافظ که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان که
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
ز خانقاه به میخانه می رود حافظ که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
سر پیاله بپوشان ک