صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
حافظ

  1. صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم

    وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم

    صوفی بیا که خرقه دورویی و ریا را از تن بیرون بیاوریم. و خط بطلان بر سر این نقش ریا بکشیم.

  2. نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم

    دلق ریا به آب خرابات برکشیم

    نذری که مردم برای صومعه پرداخت کرده‌اند را خرج خرید شراب کنیم. خرقه ریاکاری را با آب خرابات (شراب) شستشو دهیم.

  3. فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند

    غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم

    فردا اگر به ما باغ بهشت را ندادند،  پسران خوبروی بهشتی را از گلزار و حوریان بهشتی را از باغ در کنار بگیریم.

  4. بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان

    غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم

    سرمست بیرون بپریم و از بزم صوفیان شراب به غارت ببریم و شاهدان را در کنار بگیریم.

  5. عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان

    روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم

    خوشگذرانی کنیم وگرنه در روزی که لباس جان را به جهانی دیگر می‌کشیم (می‌میریم)، ما را در حالی که حسرت به دل هستیم، خواهند کشید.

  6. سر خدا که در تتق غیب منزویست

    مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم

    در حالت مستی، نقاب از چهره اسرار خدا  که در پس پرده غیب پنهان است، کنار بزنیم.

  7. کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ماه نو

    گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم

    اگر اشاره‌ای از ابروی او ببینیم، گوی آسمان را در انحنای چوب چوگان طلایی همچون ماه نو می‌کشیم.

  8. حافظ نه حد ماست چنین لاف ها زدن

    پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم

    حافظ! در حد و اندازه ما نیست که این لاف‌ها را بزنیم. چرا باید پایمان را از گلیم خود بیشتر دراز کنیم؟

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ما
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ما
  • پس زمینه شب متن نوشته:  وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ماه
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ما
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ماه نو
حافظ نه حد ماست چنین لاف ها زدن وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چو
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ماه نو
حافظ نه حد ماست چنین لاف ها زدن وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ماه نو
حافظ نه حد ماست چنین لاف ها زدن وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
نذر و فتوح صومعه در وجه می نهیم
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
سر خدا که در تتق غیب منزویست
کو جلوه ای ز ابروی او تا چو ماه نو
حافظ نه حد ماست چنین لاف ها زدن وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
مستانه اش نقاب ز رخسار برکشیم
گوی سپهر در خم چوگان زر

    • خرقه

      خِرقه
      لباسی که از وصله شدن تکه پارچه‌های گوناگون درست شده است. جامه مخصوص درویشان
    • سالوس

      سالوس
      فریب، مکر، حیله، دروغ، چرب زبانی
    • زرق

      زرق
      دورویی، ریا، نفاق، دروغ
      کبودی
    • خرابات

      خرابات
      جمع خرابه. ویرانه ها
      می‌خانه، میکده، شراب خانه
      قمار خانه
      در اصطلاح تصوف، مرتبه ویرانی عادت‌های نفسانی
    • دلق

      دلق
      خرقه، جامه درویشان
    • غلمان

      غلمان
      جمع غلام، پسران خوب‌روی بهشتی
    • شاهد

      شاهد
      خوبروی، زیبا چهره
    • تتق

      تتق
      چادر و پرده ٔ بزرگ
    • سپهر

      سپهر
      آسمان و به معنای مجازی تقدیر و سرنوشت
    • چوگان

      چوگان
      چوگان
      چوبی که دستة آن راست و باریک و سرش اندکی پهن و خمیده است و با آن در بازی چوگان ، گوی را زنند.