ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
حافظ

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

  1. ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

    خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

  2. گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست

    هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است

  3. افسوس که شد دلبر و در دیده گریان

    تحریر خیال خط او نقش بر آب است

  4. بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود

    زین سیل دمادم که در این منزل خواب است

  5. معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن

    اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است

  6. گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید

    در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است

  7. سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم

    دست از سر آبی که جهان جمله سراب است

  8. در کنج دماغم مطلب جای نصیحت

    کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است

  9. حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

    بس طور عجب لازم ایام شباب است

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
بس طور عجب لازم ایام شباب است ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیک
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
بس طور عجب لازم ایام شباب است ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیک
  • پس زمینه شب متن نوشته:  خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
بس طور عجب لازم ایام شباب است ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است
کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
بس طور عجب لازم ایام شباب است ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیک
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست
افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است
هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
اغیار همی بیند از آن بسته نقاب است
در