شعرفارسی

چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
حافظ

  1. چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش

    به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش

    پس از آن که باد صبا، موهای خوشبوی او را چین و شکن داد، هنگامی که این باد به شکسته دلان رسید، جان آنان را تازه کرد.

  2. کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم

    که دل چه می کشد از روزگار هجرانش

    همنفسی کجاست تا مفصلا بیان کنم که از روزگار دوری او، دل چه دردی را دارد تحمل می‌کند.

  3. زمانه از ورق گل مثال روی تو بست

    ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش

    روزگار برای ساخت گلبرگ‌ گل، از چهره تو تقلید کرد ولی  از خجالت روی تو، آن را در غنچه پنهان نمود.

  4. تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید

    تبارک الله از این ره که نیست پایانش

    تو خوابیده‌ای و حد و مرز عشق پیدا نشد. تبارک الله به این راه که پایانی ندارد.

  5. جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد

    که جان زنده دلان سوخت در بیابانش

    جمال کعبه مگر عذر ره پویانش را بخواهد که جان زنده‌دلان در بیابان راه او سوخت.

  6. بدین شکسته بیت الحزن که می آرد

    نشان یوسف دل از چه زنخدانش

    به این شکسته دل خانه غم که نشانه یوسف دل را از چاه زنخدان او می‌آورد.

  7. بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم

    که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش

    آن سر زلف را می‌گیرم و به دست خواجه می‌دهم که حافظ عاشق از حیله و نیرنگ او دل‌سوخته شد.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
  • پس زمینه شب متن نوشته:  به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش

    • صبا

      صبا
      بادی است که از مابین مشرق و شمال وزد و باد برین هم همین است
    • عنبرافشانش

      عنبر
      عنبر
      ماده‌ای مومی و خوش بو است که از نهنگ عنبر (گاو عنبر) به دست می‌آید. عنبر در دستگاه گوارش نهنگ عنبر ساخته می‌شود و از راه مخرج یا دهان این جانور دفع می‌شود. قطعه‌های عنبر دفع شده روی آب دریا یا در ساحل به دست می‌آید.
    • گل

      گل
      گل
      هرجا که گل به صورت مجزا به کار برده شود،(نام خاص آن ذکر نشود) منظور گل سرخ است.