شعرفارسی

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
حافظ

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

  1. کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

    یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

    وقتی روان غمناک است، شعر تازه و نغز از آن جاری نمی‌شود. اشاره کوچکی به این موضوع کردیم و همین اشاره کافی است.

  2. از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار

    صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

    اگر بتوانم با گرفتن بوسه‌ای از لب سرخ رنگ تو، به ایمنی و امان و سلامت برسم، صد سرزمین همچون سرزمین سلیمان را تحت کنترل خود خواهم داشت.

  3. غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل

    شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

    ای دل! نباید از طعنه‌های حسودان ناراحت باشی؛ شاید اگر یک بار دیگر به موضوع نگاه کنی، بفهمی که خیر و صلاح تو در این است.

  4. هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

    نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

    هر کسی که از دیدن نقش‌های خیال انگیزی که این قلم آفریده‌ است، فهم و بینشی تازه بدست نیاورد، حتی اگر نقاش چینی هم باشد و نقش‌های زیبایی آفریده باشد، باز هم انسانی بی‌کاره و بی‌مصرف به شمار می‌آید (و وجود خود را تباه کرده است)

  5. جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

    در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

    جام شراب سهم یک نفر شد و خون دل را نصیب دیگری ساختند. در چرخش تقدیر، اوضاع اینگونه مقدر شده است.

  6. در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

    کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

    از روز نخست پیدایش، اینچنین حکم کردند که گلاب، زیبارویی باشد که خود را در اختیار همگان قرار می‌دهد و همه را از خود بهره‌مند می‌سازد اما گل؛ خلوت نشین باشد و همه نتوانند از زیبایی‌اش بهره ببرند.

  7. آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

    کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد

    اینگونه نیست که حافظ شیوه رندی را از یاد برده باشد؛ چرا که (اثرات) این پیشینه قدیمی تا روز قیامت در وجود او باقی خواهد ماند.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بش
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بش
  • پس زمینه شب متن نوشته:  یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بشد
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بش
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
کاین سابقه پیشین تا روز

    • تر

      تر
      خیس
      تازه و آبدار. پرطراوت
      تازه و لطیف و خرم و ناب و بی غش و دلپسند
      شعر سلیس: فصیح . شیوا. نغز. لطیف .
      خوش و دلنشین و شیرین
    • شعر تر

      شعر تر
      شعر فصیح، شیوا، نغز، لطیف، دلچسب، تازه، و آبدار
    • لعل

      لعل
      سنگ لعل
      از سنگ های گرانبها به رنگ سرخ
    • زنهار

      زنهار
      زینهار
      پناه و امان و مهلت
      (صوت ) البته و برای تأکید نیز می‌آید
      (صوت ) پرهیز و اجتناب
      ترس و بیم
      هوش و آگاهی
      شتاب و تعجیل
    • انگشتری زنهار

      انگشتری زنهار
      انگشتری است که پادشاهان به نشانه‌ی امان، به کسی می‌دهند.
    • نقشش به حرام

      نقش به حرام
      نقش حرام
      کسی که دارای قد و قامت موزون باشد ولی بیکاره و تنبل بود
    • جام

      جام
      جام
      پیاله آبخوری، پیاله شرابخوری
      آیینه شیشه‌ای، شیشه‌های رنگی
      جام جم: جام گیتی نما، جام جهان نما. جامی که جمشید چهارمین پادشاه پیشدادی اختراع کرد و در آن اوضاع جهان را مشاهده می کرد، این جام بعدها به کیخسرو و دارا رسید. در عرفان از این جام به دل تعبیر می شود.
    • شاهد

      شاهد
      خوبروی، زیبا چهره
    • ازلی

      ازل
      همیشگی، زمانی که ابتدا ندارد
    • پرده

      پرده
      پوشش، حجاب، مانع و حایلی که مانع دیدن می‌شود
      حجله، حرمسرا
      نوا، گاه موسیقی
    • رندی

      رند
      شخص حیله‌گر و زیرک
      بی‌قید و لاابالی