فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
حافظ

  1. فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

    گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

    بلبل همه‌اش با این فکر خوش است که گل با او دوست شده است، و گل در فکر این است که چگونه برای بلبل عشوه‌گری کند.

  2. دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

    خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

    رسم دلربایی فقط این نیست که عاشق را بکشند و آزار دهند، آقا و سرور کسی است که در غم خدمتکار خود  باشد.

  3. جای آن است که خون موج زند در دل لعل

    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

    از حرص اینکه سفال گلی بازار لعل را خراب کرده است، جا دارد که از دل (که همچون لعل است)، خون فواره کند.

  4. بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود

    این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

    ار برکت وجود گل است که بلبل سخنوری را یاد گرفت وگرنه، این همه شعر و ترانه در منقار او جا نگرفته بود.

  5. ای که در کوچه معشوقه ما می گذری

    بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

    ای کسی که از کوچه معشوقه ما عبور می‌کنی! مواظب باش که دیوار آن کوچه سر را می‌شکند.

  6. آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

    هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

    آن عزیزی که به سفر رفته است و صد کاروان دل، به همراه او به سفر رفته است، هرکجا هست، خدایا او را سلامت بدار.

  7. صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل

    جانب عشق عزیز است فرومگذارش

    ای دل! اگرچه از زمانی که با محافظه کاری همراه شده‌ای و از تنش دوری کرده‌ای و به دنبال آرامش هستی، به تو دارد خوش می‌گذرد، اما هوای عشق را داشته باش و آن را فراموش نکن، که عشق چیز گرانقدر و کمیابی است.

  8. صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

    به دو جام دگر آشفته شود دستارش

    اینگونه که صوفی سرمست کلاهش را کج کرده است (به خود مغرور شده است)، پس از خوردن دو جام دیگر، دستارش در هم پیچیده خواهد شد. (دچار گرفتاری خواهد شد).

  9. دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود

    نازپرورد وصال است مجو آزارش

    دل حافظ به دیدار تو عادت کرده بود. او با وصال نازپرورده شده است، (با دوری‌ات) او را آزار نده.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
جانب عشق عزیز است فرومگذارش
به دو جام دگر آشفته شود دستارش
نازپرورد وصال است مجو آزارش فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
جانب عشق عزیز است فرومگذارش
به دو جام دگر آشفته شود دستارش
نازپرورد وصال است مجو آزارش فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد
  • پس زمینه شب متن نوشته:  گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
جانب عشق عزیز است فرومگذارش
به دو جام دگر آشفته شود دستارش
نازپرورد وصال است مجو آزارش فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد ق
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شکند دیوارش
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
جانب عشق عزیز است فرومگذارش
به دو جام دگر آشفته شود دستارش
نازپرورد وصال است مجو آزارش فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شکن
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شکن
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
ای که در کوچه معشوقه ما می گذری
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
زین تغابن که خزف می شکند بازارش
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
بر حذر باش که سر می شک

    • عشوه

      عشوه
      وعده دروغ، فریب
      ناز و کرشمه
    • خزف

      خزف
      سفال، سفالینه، هرچیز گِلی که در آتش پخته شده باشد.
    • تغابن

      تغابن
      به یکدیگر ضرر رساندن در معامله
      افسوس خوردن
    • عافیتت

      عافیت
      سلامتی و تندرستی
      رستگاری
      پارسایی
      محافظه‌کاری
    • صحبت

      صحبت
      دوستی، نشست و برخاست، همنشینی، همراهی
    • عزیز

      عزیز
      گرامی، ارجمند، بزرگوار
      نادر، کمیاب
    • فرومگذارش

      فروگذاشتن
      ضایع کردن
      ترک کردن، رها کردن
      روان کردن، گذرانیدن، طی کردن
      آویختن
      فراموش کردن