(مناجات دوم) در بخشایش و عفو یزدان
نظامی

  1. ای به ازل بوده و نابوده ما

    وی به ابد زنده و فرسوده ما

    ای آنکه از زمان نخست وجود داشته‌ای و ما هنوز نبوده‌ایم. ای آنکه در آخر زمان، همچنان زنده‌ هستی و ما در آن زمان فرسوده شده‌ایم.

  2. دور جنیبت کش فرمان تست

    سفت فلک غاشیه گردان تست

    اکنون نوبت اجرای فرمان تو است. فلک، زین تو را به دوش می‌کشد.

  3. حلقه زن خانه به دوش توایم

    چون در تو حلقه به گوش توایم

    ما حلقه‌ی خانه‌ی تو را به صدا درمی‌آوریم و در به در به دنبال تو هستیم. همچون حلقه‌ی درگاه تو، حلقه به گوش و خدمتگزار تو هستیم.

  4. داغ تو داریم و سگ داغدار

    می نپذیرند شهان در شکار

    ما داغ تو را بر دل داریم و همانگونه که شاهان سگان داغ زده شده را در شکار به همراه خود نمی‌برند، ما را هم کسی نمی‌پذیرد

  5. هم تو پذیری که زباغ توایم

    قمری طوق و سگ داغ توایم

    پس تو ما را پذیرا باش که محصول باغ تو هستیم. برای طوق و بند تو، قمری می‌شویم و برای داغ تو، سگ می‌شویم.

  6. بی طمعیم از همه سازنده ای

    جز تو نداریم نوازنده ای

    از هیچ کسی چشمداشتی نداریم که تو بخشاینده هستی. به جز تو کسی نیست که به ما مهربانی کند.

  7. از پی تست اینهمه امید و بیم

    هم تو ببخشای و ببخش ای کریم

    همه‌ی امیدواری و ترس ما از جانب تو است. پس تو ببخش و مرحمت کن ای بخشاینده!

  8. چاره ما ساز که بی داوریم

    گر تو برانی به که روی آوریم

    ما را درمان کن که دوایی نداریم. اگر ما را از خود دور کنی، به چه کسی روی بیاوریم؟

  9. این چه زبان وین چه زبان را نیست

    گفته و ناگفته پشیمانیست

    این چه زبانی هست و این چه زبانی نیست! چه بگوییم و چه نگوییم، پشیمان خواهیم شد.

  10. دل ز کجا وین پر و بال از کجا

    من که و تعظیم جلال از کجا

    دل کجا و بال و پر کجا؟! من برای تعظیم در برابر جلال تو خیلی کوچک هستم.

  11. جان به چه دل راه درین بحر کرد

    دل به چه گستاخی ازین چشمه خورد

    جان با چه جرأتی در این دریا قدم گذاشت؟ دل با چه پر رویی‌ای از این چشمه آب خورد

  12. در صفتت گنگ فرو مانده ایم

    من عرف الله فرو خوانده ایم

    برای توصیف تو از گفتن عاجزیم. ما حدیث مَن عَرَفَ اللهَ كَلَّ لِسانُه (یعنی از عظمت خدا زبانش كند شد يا به لكنت افتاد و توان سخن گفتن نيافت) را خوانده‌ایم.

  13. چون خجلیم از سخن خام خویش

    هم تو بیامرز به انعام خویش

    چون از سخن نسنجیده‌ی خود خجالت زده هستیم پس تو ما را با احسان خود ببخش و بیامرز

  14. پیش تو گر بی سر و پای آمدیم

    هم به امید تو خدای آمدیم

    اگر بی دست و پا و بی سر به نزد تو آمدیم، خداوندا! با این وجود به امید تو آمدیم.

  15. یارشو ای مونس غمخوارگان

    چاره کن ای چاره بیچاره گان

    ای همدم غمگینان! یاور ما باش. ای چاره‌ی بی‌چاره‌ها! تدبیری به حال ما کن.

  16. قافله شد واپسی ما ببین

    ای کس ما بیکسی ما ببین

    کاروان رفت. عقب ماندگی ما را ببین. ای همه‌ی کس ما، بی‌کس بودن ما را ببین.

  17. بر که پناهیم توئی بی نظیر

    در که گریزیم توئی دستگیر

    به تو پناه آورده‌ایم. تو بی‌همتا هستی. به سوی چه کسی فرار کنیم؟ تو دستگیر و یاری کننده هستی.

  18. جز در تو قبله نخواهیم ساخت

    گر ننوازی تو که خواهد نواخت

    به جز درگاه تو، به جای دیگری روی نخواهیم آورد. اگر تو به ما لطف و مهربانی نکنی، چه کسی می‌کند؟!

  19. دست چنین پیش که دارد که ما

    زاری ازین بیش که دارد که ما

    چه کسی به اندازه‌ی ما دست خود را به سویت دراز کرده است؟ چه کسی به اندازه‌ی ما گریه می‌کند؟

  20. درگذر از جرم که خواننده ایم

    چاره ما کن که پناهنده ایم

    گناه ما را ببخش که درخواست عفو داریم. به درد ما برس که به تو پناه آورده‌ایم.

  21. ای شرف نام نظامی به تو

    خواجگی اوست غلامی به تو

    ای کسی که آبرو و نیکنامی نظامی به تو وابسته است! خواجگی و بزرگی او به بنده‌ی تو بودنش بستگی دارد.

  22. نزل تحیت به زبانش رسان

    معرفت خویش به جانش رسان

    نیایش خود را به زبانش بخشش کن. شناخت خود را به جان او عطا کن

  • ازل

    ازل
    همیشگی، زمانی که ابتدا ندارد
  • غاشیه

    غاشیه
    پوشش زین
    رستاخیز، قیامت
  • دور

    دور
    گردش
    روزگار
    نوبت
  • سفت

    سُفت
    دوش، کتف
    سوراخ
  • قمری

    فاخته
    کوکو
    قمری
    فاخته
    پرنده ای است خاکی رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که طوقی به دور گردن دارد و صدایش نرم و غم‌انگیز است. ای پرنده به بی‌عاطفگی معروف است
  • طوق

    طوق
    گردن بند
    هر چیزی که دور تا دور چیز دیگری باشد
    خطی بر گردن برخی پرندگان
  • تحیت

    تحیت
    درود و سلام و دعا و نیایش
  • نزل

    نزل
    غذایی که برای مهمان بیاورند
    بخشش، احسان