شعرفارسی

امروز و فردا
پروین

بلبل و گل

  1. بلبل آهسته به گل گفت شبی

    که مرا از تو تمنائی هست

    یک شب بلبلی آهسته به گلی گفت:من از تو خواسته ای دارم

  2. من به پیوند تو یک رای شدم

    گر ترا نیز چنین رائی هست

    اگر تو با من هم نظر باشی من مصمم شده ام که با تو پیوند برقرار کنم

  3. گفت فردا به گلستان باز آی

    تا ببینی چه تماشائی هست

    گل پاسخ داد : فردا به گلستان برگرد تا ببینی که چه نمایشگاه جالبی در باغ به پاست

  4. گر که منظور تو زیبائی ماست

    هر طرف چهره زیبائی هست

    اگر خواسته تو زیبایی ماست خواهی دید که همه جای باغ چهره های زیبایی وجود دارند

  5. پا بهرجا که نهی برگ گلی است

    همه جا شاهد رعنائی هست

    هرکجا که قدم بگذاری برگ گلی می بینی . همه جا زیبارویان خوش اندام هستند

  6. باغبانان همگی بیدارند

    چمن و جوی مصفائی هست

    همه باغبانان بیدارند. چمنزار جویبار با صفایی وجود دارد

  7. قدح از لاله بگیرد نرگس

    همه جا ساغر و صهبائی هست

    نرگس جام شراب را از لاله می گیرد. هر کجای باغ پیاله شراب و می سرخ وجود دارد

  8. نه ز مرغان چمن گمشده ایست

    نه ز زاغ و زغن آوائی هست

    نه از مرغان چمن یکی گم شده است و نه صدایی از زاغ و زغن می آید

  9. نه ز گلچین حوادث خبری است

    نه به گلشن اثر پائی هست

    نه حوادث روزگار گلها را می چیند و نه رد پایی در گلزار می بینی

  10. هیچکس را سر بدخوئی نیست

    همه را میل مدارائی هست

    هیچکس قصد تندی و خشونت ندارد همه قصد مدارا کردن دارند

  11. گفت رازی که نهان است ببین

    اگرت دیده بینائی هست

    گفت: اگر چشم بصیرت داری راز پنهان را ببین

  12. هم از امروز سخن باید گفت

    که خبر داشت که فردائی هست

    تنها باید در مورد مسائل امروز سخن گفت چرا که کسی نمی داند که آیا فردایی هم وجود دارد یا نه!

  • گل

    گل
    گل
    هرجا که گل به صورت مجزا به کار برده شود،(نام خاص آن ذکر نشود) منظور گل سرخ است.
  • بلبل

    عندلیب
    هزاردستان
    بلبل
    مرغ چمن
    مرغ سحر
    هزار
    بلبل
    پرنده ایست جزو راسته ٔ گنجشکان متعلق به دسته ٔ دندانی نوکان که قدش تقریباً به اندازه ٔ گنجشک است و رنگش در پشت خاکستری متمایل به قرمز و در زیر شکم متمایل به زرد است . نوکش ظریف و تیز است . این پرنده حشره خوار است و آوازی دلکش دارد
  • شاهد

    شاهد
    خوبروی، زیبا چهره
  • رعنائی

    رعنا
    خوشنما و نازنین و لطیف و ظریف و دلربا و دلکش و زیبا
    موزون
    زن دراز احمق
    دو رنگ
  • قدح

    پیاله
    جام
    پیغاله
    قدح
    ساغر
    پیاله
    کاسه ٔ خرد که در آن شراب خورند و آن از شیشه و بلور بوده است
  • لاله

    لاله
    لاله واژگون
    لاله
    گلی عمدتا قرمز رنگ به شکل جام، با لکه‌های سیاه در میان آن. نام گل لاله از کلمه لال یا همان کلمه لعل از زبان سانسکریت به معنی «قرمز» گرفته شده‌است.
  • نرگس

    نرگس
    نرگس
    نام گلی است خوشبو که ته و ساقه اش مانند پیاز است و بر سر گلی می آورد زرد یا بنفش
    کنایه از چشم معشوق
  • صهبائی

    صهبا
    صهباء
    شراب انگوری با رنگ مایل به سرخ
  • زغن

    زغن
    پرنده ای است گوشتخوار از دستة بازها اما کوچک تر از باز.