ای به باد هوس درافتاده
سعدی

  1. ای به باد هوس درافتاده

    بادت اندر سرست یا باده

    ای کسی که در باد هوس گرفتار شده‌ای، در سرت باد غرور است یا مستی ناشی از شراب؟

  2. یکقدم بر خلاف نفس بنه

    در خیال خدای ننهاده

    یک گام در خلاف جهت آنچه که نفست می‌خواهد، بردار. ای کسی که قدمی به نیت خدا برنداشته‌ای.

  3. راه گم کرده از طریق صلاح

    در بیابان غفلت افتاده

    راه نیکی و اصلاح را گم کرده‌ای و در بیابان بی‌خبری افتاده‌ای.

  4. خود به یک بار از تو بستاند

    چرخ انصافهای ناداده

    روزگار، همه انصاف و بخشش‌هایی که نکرده‌ای را یکجا از تو پس می‌گیرد.

  5. رنج بردار دیو نفس مباش

    در هوای بت ای پریزاده

    ای فرزند فرشته! در هوای بت، بارکش دیو نفس نباش.

  6. دیدی این روزگار سفله نواز

    چون گرفت از تو جان آزاده

    دیدی که این روزگار ناکس پرور، چگونه جان آزادت را از تو گرفت.

  7. چون تو آسوده ای چه می دانی

    که مرا نیست عیش آماده

    چون تو آسوده‌ای، نمی‌دانی که من عیش مهیایی ندارم.

  8. ملک آزادیت چو ممکن نیست

    شهر بند هواست بگشاده

    چون نمی‌توانی خود را آزاد کنی، زندان هوای نفس برای تو آماده است.

  9. لاف مردی زنی و زن باشی

    همچو خنثی مباش نر ماده

    مردانگی نداری و ادعای مردی می‌کنی. ای کسی که هم زن هستی و هم مرد، خنثی نباش

  10. هر زمان چون پیاله چند زنی

    خنده در روی لعبت ساده

    چقدر می‌توانی همچون پیاله، پی‌درپی به روی زیباروی ساده‌دل لبخند بزنی؟

  11. بس که با خویشتن بگویی راز

    چون صراحی به اشک بیجاده

    بس است که رازت را به خودت بگویی، همچون ظرف شراب که قطرات سرخ‌رنگ شراب را به درون خودش می‌چکاند.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خنده در روی لعبت ساده
چون صراحی به اشک بیجاده ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چو
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خنده در روی لعبت ساده
چون صراحی به اشک بیجاده ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چو
  • پس زمینه شب متن نوشته:  بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خنده در روی لعبت ساده
چون صراحی به اشک بیجاده ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چون
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خنده در روی لعبت ساده
چون صراحی به اشک بیجاده ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چو
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چون پیاله چند زنی
بس که با خویشتن بگویی راز بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ما
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چون پیاله چند زنی
بس که با خویشتن بگویی راز بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خنده
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چون پیاله چند زنی
بس که با خویشتن بگویی راز بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خنده
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  ای به باد هوس درافتاده
یکقدم بر خلاف نفس بنه
راه گم کرده از طریق صلاح
خود به یک بار از تو بستاند
رنج بردار دیو نفس مباش
دیدی این روزگار سفله نواز
چون تو آسوده ای چه می دانی
ملک آزادیت چو ممکن نیست
لاف مردی زنی و زن باشی
هر زمان چون پیاله چند زنی
بس که با خویشتن بگویی راز بادت اندر سرست یا باده
در خیال خدای ننهاده
در بیابان غفلت افتاده
چرخ انصافهای ناداده
در هوای بت ای پریزاده
چون گرفت از تو جان آزاده
که مرا نیست عیش آماده
شهر بند هواست بگشاده
همچو خنثی مباش نر ماده
خند

    • خنثی

      نرماده
      خنثی
      دوجنسی، آنکه هم دارای جحاز ماده است و هم دارای جحاز نر
    • صراحی

      صراحی
      تنگ شراب. نوعی ظرف بلوری یا شیشه‌ای با شکم متوسط و گلوگاهی تنگ و دراز، که شراب را از آن به درون پیاله می‌ریزند.
    • بیجاده

      بیجاده
      نوعی از سنگ های قیمتی مانند یاقوت (با رنگ قرمز) . کهربا.