شعرفارسی

بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
سعدی

  1. بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست

    ای مجلسیان راه خرابات کدامست

    پوشیدن جامه درویشی بر من حرام است چراکه شراب صبحگاهی نوشیده ام. ای کسانی که در مجلس نشسته اید به من راه خرابات (میکده)را نشان دهید

  2. هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند

    ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست

    هرکسی در دنیا یک راه برای خوش گذرانی انتخاب کرده است. ای ماه که رخت همچون پریان است! غم تو برای ما انتهای خوشبختی است.

  3. برخیز که در سایه سروی بنشینیم

    کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست

    بلندشو و بیا تا زیر سایه سروی بنشینیم که جایی که تو در کنار سرو نشسته باشی قیامتی است

  4. دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست

    وان خال بناگوش مگر دانه دامست

    پیچ و تاب گیسوانت دامی است برای دل صاحب نظران. و آن خال سیاهرنگ گویی دانه ای است برای دام

  5. با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت

    گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست

    اگر در در چنین جایی و در این وقت (حال-زمان) و با چنین زیبارویی شراب بنوشم این شراب بهشتی حرام نیست

  6. با محتسب شهر بگویید که زنهار

    در مجلس ما سنگ مینداز که جامست

    به داروغه شهر بگویید که مواظب باشد در محفل ما سنگ نیندازد که در این مجلس جامهای شیشه ای وجود دارد

  7. غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت

    تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست

    غیرتم به من اجازه نمی دهد که نام قاتل خود را بر زبان بیاورم مبادا مردم نام معشوقه ام را بفهمند

  8. دردا که بپختیم در این سوز نهانی

    وان را خبر از آتش ما نیست که خامست

    افسوس که با این آتش پنهان در درونمان پخته شدیم و آن کسی که خام است از وجود سوز درون ما آگاهی ندارد

  9. سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان

    چون در نظر دوست نشینی همه کامست

    ای سعدی! نگران نباش حتی اگر در چنگ نهنگان باشی وقتی دوست تو را در نظر داشته باشد این وضعیت خوشایند است

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که جامست
تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست
وان را خبر از آتش ما نیست که خامست
چون در نظر دوست نشینی همه کامست بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید ک
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که جامست
تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست
وان را خبر از آتش ما نیست که خامست
چون در نظر دوست نشینی همه کامست بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید ک
  • پس زمینه شب متن نوشته:  ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که جامست
تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست
وان را خبر از آتش ما نیست که خامست
چون در نظر دوست نشینی همه کامست بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید که
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که جامست
تا خلق ندانند که معشوقه چه نامست
وان را خبر از آتش ما نیست که خامست
چون در نظر دوست نشینی همه کامست بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید ک
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید که زنهار
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ میند
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید که زنهار
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که ج
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید که زنهار
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که ج
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  بر من که صبوحی زده ام خرقه حرامست
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
با محتسب شهر بگویید که زنهار
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان ای مجلسیان راه خرابات کدامست
ما را غمت ای ماه پری چهره تمامست
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیامست
وان خال بناگوش مگر دانه دامست
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرامست
در مجلس ما سنگ مینداز که

    • خرابات

      خرابات
      جمع خرابه. ویرانه ها
      می‌خانه، میکده، شراب خانه
      قمار خانه
      در اصطلاح تصوف، مرتبه ویرانی عادت‌های نفسانی
    • خرقه

      خِرقه
      لباسی که از وصله شدن تکه پارچه‌های گوناگون درست شده است. جامه مخصوص درویشان
    • پری

      پری
      موجود متوهم صاحب پر که اصلش از آتش است و بچشم نیاید وغالباً نیکوکار است بعکس دیو که بدکار باشد. فرشته ،ضد دیو. قالباً به صورت زنی بسیار زیبا تصور شده است.
    • سروی

      سرو
      سرو
      سرو
      درختی است همواره سبز که در سه نوع است: سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخه راست رسته دارد.
    • حریفی

      حریف
      دوست، یار، معشوق، معشوقه
      هم‌پیشه، همکار، هم‌بازی، هم‌آورد، همنشین، هم‌پیاله
    • باده

      باده
      شراب. به این دلیل شراب را باده نامیده‌اند که در سر باد غرور می‌اندازد.
    • محتسب

      محتسب
      داروغه ،مأمور حکومت که وظیفه اش امر به معروف و نهی از منکر است .
    • زنهار

      زنهار
      زینهار
      پناه و امان و مهلت
      (صوت ) البته و برای تأکید نیز می‌آید
      (صوت ) پرهیز و اجتناب
      ترس و بیم
      هوش و آگاهی
      شتاب و تعجیل