تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
سعدی

  1. تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم

    وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم

  2. دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران

    که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم

  3. مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما

    به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم

  4. دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست

    ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم

  5. باغ فردوس میارای که ما رندان را

    سر آن نیست که در دامن حور آویزیم

  6. ور به زندان عقوبت بری از دیده شوق

    ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم

  7. رنگ زیبایی و زشتی به حقیقت در غیب

    چون تو آمیخته ای با تو چه رنگ آمیزیم

  8. سعدیا قوت بازوی عمل هست ولیک

    تا به جایی نه که با حکم ازل بستیزیم

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو آمیخته ای با تو چه رنگ آمیزیم
تا به جایی نه که با حکم ازل بستیزیم تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شو
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو آمیخته ای با تو چه رنگ آمیزیم
تا به جایی نه که با حکم ازل بستیزیم تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شو
  • پس زمینه شب متن نوشته:  وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو آمیخته ای با تو چه رنگ آمیزیم
تا به جایی نه که با حکم ازل بستیزیم تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شوق
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو آمیخته ای با تو چه رنگ آمیزیم
تا به جایی نه که با حکم ازل بستیزیم تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شو
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شوق
رنگ زیبایی و زشتی به حقیقت در غیب
سعدیا قوت بازوی عمل هست ولیک وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چ
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شوق
رنگ زیبایی و زشتی به حقیقت در غیب
سعدیا قوت بازوی عمل هست ولیک وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو آ
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شوق
رنگ زیبایی و زشتی به حقیقت در غیب
سعدیا قوت بازوی عمل هست ولیک وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو آ
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
دیگران را غم جان دارد و ما جامه دران
مردم از فتنه گریزند و ندانند که ما
دل دیوانه سپر کرده و جان بر کف دست
باغ فردوس میارای که ما رندان را
ور به زندان عقوبت بری از دیده شوق
رنگ زیبایی و زشتی به حقیقت در غیب
سعدیا قوت بازوی عمل هست ولیک وه که گر پرده برافتد که چه شور انگیزیم
که بفرمایی تا از سر جان برخیزیم
به تمنای تو در حسرت رستاخیزیم
ظاهر آنست که از تیر بلا نگریزیم
سر آن نیست که در دامن حور آویزیم
ای بسا آب که بر آتش دوزخ ریزیم
چون تو