شعرفارسی

قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
سعدی

  1. قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی

    و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی

    هنگامی که تو وارد گلزار می‌شوی، گل از سکه می‌افتد. هنگامی که تو می‌خندی و سخن می‌گویی، آبروی شیرین می‌رود.

  2. این همه جلوه طاووس و خرامیدن او

    بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی

    اگر تو شروع به حرکت کنی، دیگر طاووس اینقدر جلوه گری نخواهد کرد و اینچنین با ناز و تکبر راه نخواهد رفت.

  3. چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم

    دیده بردوز نباید که گرفتار آیی

    ای دل! آخر چقدر تو را نصیحت کردم که چشمت را ببند، نباید گرفتار شوی

  4. مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی

    دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی

    ماه اینقدر زیبا نیست، تو حتما خورشید هستی. دل اینقدر سخت نیست، تو حتما سنگ خارا هستی!

  5. گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق

    چشم باشد مترصد که دگربار آیی

    اگر صد بار هم بالای سر کشته عشقت حاضر شوی، عاشق باز هم چشم انتظار است که یک بار دیگر بیایی

  6. سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیست

    من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی

    در برابر شمشیر تو، سپر گرفتن نهی شده است. اگر تو به جنگ من بیایی، من با تو دشمنی نخواهم کرد.

  7. کس نماند که به دیدار تو واله نشود

    چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی

    کسی وجود ندارد که پس از اینکه تو ای زیبارو از پشت پرده پیدا شدی، با دیدن تو شیفته‌ات نگردد.

  8. دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی

    گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی

    ای باد! اگر بر آن موهای همچون سنبل و چهره‌ی همچون گل، گذر کردی، دیگر از گل و سنبل سخن نخواهی گفت.

  9. دوست دارم که کست دوست ندارد جز من

    حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی

    دلم می‌خواهد که کسی جز من تو را دوست نداشته باشد. حیف است که تو در خیال نامحرمان ظاهر شوی.

  10. سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد

    به چنین صورت و معنی که تو می آرایی

    ای سعدی! اینگونه که تو سخنانت را با ظاهر و باطن زیبا می‌آرایی، سخنانت دل‌های زیادی را خواهد ربود.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد مترصد که دگربار آیی
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
به چنین صورت و معنی که تو می آرایی قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بی
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد مترصد که دگربار آیی
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
به چنین صورت و معنی که تو می آرایی قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بی
  • پس زمینه شب متن نوشته:  و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد مترصد که دگربار آیی
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
به چنین صورت و معنی که تو می آرایی قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بیای
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد مترصد که دگربار آیی
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی
چون تو لعبت ز پس پرده پدیدار آیی
گر بر آن سنبل زلف و گل رخسار آیی
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی
به چنین صورت و معنی که تو می آرایی قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بی
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیست
کس نماند که به دیدار تو واله نشود
دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم با
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیست
کس نماند که به دیدار تو واله نشود
دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد مترص
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیست
کس نماند که به دیدار تو واله نشود
دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد مترص
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  قیمت گل برود چون تو به گلزار آیی
این همه جلوه طاووس و خرامیدن او
چند بار آخرت ای دل به نصیحت گفتم
مه چنین خوب نباشد تو مگر خورشیدی
گر تو صد بار بیایی به سر کشته عشق
سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهیست
کس نماند که به دیدار تو واله نشود
دیگر ای باد حدیث گل و سنبل نکنی
دوست دارم که کست دوست ندارد جز من
سعدیا دختر انفاس تو بس دل ببرد و آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آیی
بار دیگر نکند گر تو به رفتار آیی
دیده بردوز نباید که گرفتار آیی
دل چنین سخت نباش تو مگر خارایی
چشم باشد متر

    • گل

      گل
      گل
      هرجا که گل به صورت مجزا به کار برده شود،(نام خاص آن ذکر نشود) منظور گل سرخ است.
    • شیرین

      شیرین
      خسرو و شیرین
      از ملکه‌های پرنفوذ ساسانی و از معشوقه‌های مشهور و کامروای ادب فارسی است. او محبوب‌ترین همسر خسرو پرویز شاهنشاه مقتدر ساسانی بوده است. مطابق روایات، سخت زیبا و مورد مهر و پرستش خسرو پرویز بود.
    • شیرین

      ماجرای خسرو و شیرین و فرهاد
      فرهاد و شیرین
      خسرو و شیرین
      در ادبیات کهن و نوی فارسی، به کرات به داستان مثلث عشقی میان خسرو (خسرو پرویز پادشاه ساسانی) و شیرین (شاهزاده ارمنی) و فرهاد (مهندس و سنگ تراشی که شیفته‌ی شیرین شد) اشاره شده است.
    • خرامیدن

      خرام
      خرامیدن
      خرامان
      چمان
      چمیدن
      راه رفتن و رفتاری که از روی ناز و سرکشی و زیبائی باشد.
      وفای به عهد
      مهمانی و ضیافت
      هرچیز خوش
      نوید و مژدگانی
      هدیه و پیشکش
    • تیغ

      تیغ
      شمشیر، هر چیز برنده
    • لعبت

      لعبت
      بازیچه، عروسک
      معشوق، بت، دلبر
    • واله

      واله
      حیران، سرگشته
      عاشق
    • سنبل

      سنبل
      سنبل
      گیاهی است از تیره ٔ سوسنی ها جزو تک لپه ای ها با جام و کاسه ٔ رنگین و دارای گلهای بنفش خوشه ای است و چون زود گل میدهد و گلش زیبا و خوشرنگ و خوش بو است مورد توجه است و جزو گیاهان زینتی است
      خوشه
      مجازاْ به معنی زلف
    • اغیار

      اغیار
      جمع غیر، بیگانگان، نامحرمان
    • انفاس

      انفاس
      جمع نفس
      دمها. نفسها. روانها. آوازها. سخنها