شعرفارسی

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
سعدی

  1. هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد

    هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد

    هر کسی که چیزی را دوست دارد، جان و دلش را در خدمت آن قرار می‌دهد؛ هر کسی که روی نمازش تو باشی، سرش را از خلوت با تو بلند نمی‌کند.

  2. روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر

    کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد

    حتی اگر سرم را از دست بدهم، روزی به پای تو می‌افتم چرا که کسی که به پای تو بمیرد، جان سپردنش شیرین و دلپذیر است.

  3. من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم

    هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد

    من ظاهر پرستی نیستم که مست خواهش تو باشم؛ می‌دانی که آن کسی که زیبایی تو را نقش کرده است (خداوند) هوش از سرم برده است.

  4. عمر گویندم که ضایع می کنی با خوبرویان

    وان که منظوری ندارد عمر ضایع می گذارد

    به من می‌گویند که در عشق زیبا رویان، عمرت را داری تباه می‌کنی؛ کسی که منظور و محبوب و معشوقی ندارد، عمرش تباه است.

  5. هر که می ورزد درختی در سرابستان معنی

    بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد

    کسی که در باغ و بوستان سرای معنا درختی می‌کارد، ریشه‌اش را در دل می‌گذارد و تخمش را در جان می‌کارد

  6. عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور

    کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد

    عشق با پوشیدگی و مخفی کاری سازگار نیست. بگو که پایش را از این کار بیرون بیاورد چرا که اگر درگیر عشق شد، نمی‌تواند از سرزنش مردم، سرش را از یقه‌اش بیرون بیاورد و سرش را بلند کند.

  7. گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم

    عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد

    اگر من به عهد و پیمان تو وفادار نباشم، مرد نیستم بلکه ناجوانمردم. کسی که از سرزنش دیگران شرمنده شود، عاشقی راستین نیست.

  8. باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند

    تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد

    دلم می‌خواهد که یک روز باغ قد و قامت بلند بالای تو را ببیند تا گل به پایت بریزد و ارغوان بر سرت بپاشد.

  9. آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت

    چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد

    عجب رفتاری دارد! عجب قد و قامتی دارد! عجب سخنی دارد! عجب قیامتی است! تا کی می‌خواهی به توصیفات محبوب خود ادامه بدهی؟! ای سعدی بدان که خوبی‌های محبوب پایانی ندارد.

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد
وان که منظوری ندارد عمر ضایع می گذارد
بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد
کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد
عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد
چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد
وان که منظوری ندارد عمر ضایع می گذارد
بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد
کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد
عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد
چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که
  • پس زمینه شب متن نوشته:  هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد
وان که منظوری ندارد عمر ضایع می گذارد
بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد
کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد
عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد
چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که ض
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد
وان که منظوری ندارد عمر ضایع می گذارد
بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد
کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد
عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد
چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که ضایع می کنی با خوبرویان
هر که می ورزد درختی در سرابستان معنی
عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور
گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند
آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که ضایع می کنی با خوبرویان
هر که می ورزد درختی در سرابستان معنی
عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور
گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند
آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که ضایع می کنی با خوبرویان
هر که می ورزد درختی در سرابستان معنی
عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور
گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند
آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می رود سر
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
عمر گویندم که ضایع می کنی با خوبرویان
هر که می ورزد درختی در سرابستان معنی
عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور
گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند
آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
هوش من دانی که بردست آن که صورت می نگارد

    • بیخش

      بیخ
      اصل و اساس
      ریشه گیاه
    • مستوری

      مستوری
      پوشیدگی
      پارسایی و نجابت
    • گلت

      گل
      گل
      هرجا که گل به صورت مجزا به کار برده شود،(نام خاص آن ذکر نشود) منظور گل سرخ است.
    • سرو

      سرو
      سرو
      سرو
      درختی است همواره سبز که در سه نوع است: سرو ناز که شاخهایش متمایل است ، سرو آزاد که شاخهایش راست رسته باشد و سرو سهی که دو شاخه راست رسته دارد.
    • ارغوان

      ارغوان
      ارغوان
      ارغوان
      درختی است با گل‌های سرخ رنگ
    • طیبات

      طیبات
      جمع طیبه؛ خوش طبعی‌ها، خوش منشی‌ها