Error in HttpSession line 45Error in HttpSession line 45 آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست

آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
سعدی

  1. آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست

    وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست

  2. نه دهانیست که در وهم سخندان آید

    مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست

  3. آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت

    عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست

  4. آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار

    هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب ست

  5. جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست

    نه که از ناله مرغان چمن در طرب ست

  6. هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا

    کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب ست

  7. خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد

    گر چه راهم نه به اندازه پای طلب ست

  8. هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست

    اجلم می کشد و درد فراقش سبب ست

  9. سخن خویش به بیگانه نمی یارم گفت

    گله از دوست به دشمن نه طریق ادب ست

  10. لیکن این حال محالست که پنهان ماند

    تو زره می دری و پرده سعدی قصب ست

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

  • پس زمینه کاهی متن نوشته:  وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب ست
نه که از ناله مرغان چمن در طرب ست
کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب ست
گر چه راهم نه به اندازه پای طلب ست
اجلم می کشد و درد فراقش سبب ست
گله از دوست به دشمن نه طریق ادب ست
تو زره می دری و پرده سعدی قصب ست آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
  • پس زمینه قرمز متن نوشته:  وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب ست
نه که از ناله مرغان چمن در طرب ست
کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب ست
گر چه راهم نه به اندازه پای طلب ست
اجلم می کشد و درد فراقش سبب ست
گله از دوست به دشمن نه طریق ادب ست
تو زره می دری و پرده سعدی قصب ست آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
  • پس زمینه شب متن نوشته:  وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب ست
نه که از ناله مرغان چمن در طرب ست
کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب ست
گر چه راهم نه به اندازه پای طلب ست
اجلم می کشد و درد فراقش سبب ست
گله از دوست به دشمن نه طریق ادب ست
تو زره می دری و پرده سعدی قصب ست آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
جن
  • پس زمینه سفید متن نوشته:  وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب ست
نه که از ناله مرغان چمن در طرب ست
کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب ست
گر چه راهم نه به اندازه پای طلب ست
اجلم می کشد و درد فراقش سبب ست
گله از دوست به دشمن نه طریق ادب ست
تو زره می دری و پرده سعدی قصب ست آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
  • پس زمینه غروب خورشید متن نوشته:  آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا
خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست
سخن خویش به بیگانه نمی یارم گفت
لیکن این حال محالست که پنهان ماند وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجن
  • پس زمینه بنفش متن نوشته:  آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا
خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست
سخن خویش به بیگانه نمی یارم گفت
لیکن این حال محالست که پنهان ماند وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب
  • پس زمینه سیاه متن نوشته:  آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا
خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست
سخن خویش به بیگانه نمی یارم گفت
لیکن این حال محالست که پنهان ماند وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب
  • پس زمینه طبیعت متن نوشته:  آن نه زلفست و بناگوش که روزست و شب ست
نه دهانیست که در وهم سخندان آید
آتش روی تو زین گونه که در خلق گرفت
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست
هر کسی را به تو این میل نباشد که مرا
خواهم اندر طلبت عمر به پایان آورد
هر قضایی سببی دارد و من در غم دوست
سخن خویش به بیگانه نمی یارم گفت
لیکن این حال محالست که پنهان ماند وان نه بالای صنوبر که درخت رطب ست
مگر اندر سخن آیی و بداند که لب ست
عجب از سوختگی نیست که خامی عجب ست
هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب

    • نوروز

      نوروز
      روز نو، روز تازه. روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتداء بهار است.