شعرفارسی

جمشید

جمشید
جم
پسر تهمورث، چهارمین پادشاه پیشدادی. او هزار سال عمر کرد و مدت پادشاهی او نزدیک هفتصد سال بود. پادشاهی او، دوره تابندگی و درخشش زندگی ایرانیان بوده است. شراب و نوروز و حمام و طبابت و تیروکمان از یادگارهای او هستند. سرانجام به دست ضحاک ماردوش کشته شد.
1

کاربردهای جمشید

  • عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم

    گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما

  • قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش

    ز کاسه سر جمشید و بهمن است و قباد

  • که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند

    که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد

  • کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار

    که من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورش

  • جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد

    زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی

  • بر تخت جم پدید نیاید شب دراز

    من دانم این حدیث که در چاه بیژنم

  • بیا ساقی آن می که عکسش ز جام

    به کیخسرو و جم فرستد پیام

  • بده تا بگویم به آواز نی

    که جمشید کی بود و کاووس کی

  • بده ساقی آن می کز او جام جم

    زند لاف بینایی اندر عدم

  • به من ده که گردم به تایید جام

    چو جم آگه از سر عالم تمام

  • بده ساقی آن می که عکسش ز جام

    به کیخسرو و جم فرستد پیام

  • چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج

    که یک جو نیرزد سرای سپنج

  • فلک را گهر در صدف چون تو نیست

    فریدون و جم را خلف چون تو نیست