شعرفارسی

سفتن

سُفتن
سوراخ کردن
دُرّ سفتن، کنایه از سخن نغز گفتن است
1

کاربردهای سفتن

  • به مستی توان در اسرار سفت

    که در بیخودی راز نتوان نهفت

  • هرگز دیده ای دست دغائی بر کتف بسته یا بینوائی بزندان در نشسته یا پرده معصومی دریده یا کفی از معصم بریده الا بعلت درویشی شیرمردان را بحکم ضرورت در نقبها گرفته اند و کعبها سفته و محتملست آنکه یکی را از درویشان نفس اماره طلب کند چو قو ت احصانش نباشد بعصیان مبتلا گردد که بطن و فرج توأمند یعنی دو فرزند یک شکم اند مادام که این یکی برجایست آن دیگر برپایست

  • روز و شب سالکان راه تواند

    سفته گوشان بارگاه تواند