-
این بوی غربت است
-
که می آید
-
بوی برادران غریبم
-
شاید
-
بوی غریب پیرهنی پاره
-
در باد
-
نه
-
این بوی زخم گرگ نباید باشد
-
من بوی بی پناهی را
-
از دور می شناسم
-
بوی پلنگ زخمی را
-
در متن مه گرفته ی جنگل
-
بوی طنین شیهه ی اسبان را
-
در صخره های ساکت کوهستان
-
بوی کتان سوخته را
-
در مشام ماه
-
بوی پر کبود کبوتر را
-
در چاه
-
این باد بی قراری
-
وقتی که می وزد
-
دلهای سر نهاده ی ما
-
بوی بهانه های قدیمی
-
می گیرد
-
و زخمهای کهنه ی ما باز
-
در انتظار حادثه ای تازه
-
خمیازه می کشند
-
انگار
-
بوی رفتن
-
می آید


