ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/ز-گریه-مردم-چشمم-نشسته-در-خون-است

  1. ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

    ببین که در طلبت حال مردمان چون است

  2. به یاد لعل تو و چشم مست میگونت

    ز جام غم می لعلی که می خورم خون است

  3. ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو

    اگر طلوع کند طالعم همایون است

  4. حکایت لب شیرین کلام فرهاد است

    شکنج طره لیلی مقام مجنون است

  5. دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است

    سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است

  6. ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی

    که رنج خاطرم از جور دور گردون است

  7. از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز

    کنار دامن من همچو رود جیحون است

  8. چگونه شاد شود اندرون غمگینم

    به اختیار که از اختیار بیرون است

  9. ز بیخودی طلب یار می کند حافظ

    چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید: