سحرگاهان که مخمور شبانه
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/سحرگاهان-که-مخمور-شبانه

  1. سحرگاهان که مخمور شبانه

    گرفتم باده با چنگ و چغانه

  2. نهادم عقل را ره توشه از می

    ز شهر هستیش کردم روانه

  3. نگار می فروشم عشوه ای داد

    که ایمن گشتم از مکر زمانه

  4. ز ساقی کمان ابرو شنیدم

    که ای تیر ملامت را نشانه

  5. نبندی زان میان طرفی کمروار

    اگر خود را ببینی در میانه

  6. برو این دام بر مرغی دگر نه

    که عنقا را بلند است آشیانه

  7. که بندد طرف وصل از حسن شاهی

    که با خود عشق بازد جاودانه

  8. ندیم و مطرب و ساقی همه اوست

    خیال آب و گل در ره بهانه

  9. بده کشتی می تا خوش برانیم

    از این دریای ناپیداکرانه

  10. وجود ما معماییست حافظ

    که تحقیقش فسون است و فسانه

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید: