-
چه دیر به دست آمدی ای واژه آتش زا
-
ای تفنگ پر غوغا
-
با دوست سلامی
-
با دشمن
-
پایان کلامی
-
چون دشمنم از هزار سو راه ببست
-
ای شعله دلپذیر
-
ناگزیر
-
با دست نیاز آلوده بر دم به تو دست
-
تا کن با من
-
مدارا کن با من
-
ای چوب تراش رنج با تن برده
-
ای آهن سخت صیقل خورده
-
ای یک شبه مهمان و صد ساله رفیق
-
با من باش
-
در سینه تنگ من
-
در کنار من بمان و ایمن باش
-
هر کس را
-
ناکس را که جستجو داری
-
هر میوه دل که آرزو دار ی
-
هر خواهش هر نوازشت با من
-
ای تفنگ دلبندم
-
تیر ترکشت با من
-
کوچک بودم
-
تنها بودم و تک بودم
-
اندک
-
تا به یمن آوایی
-
برخاستن دستی
-
پیش آمدن پایی
-
ده گشتم و صد هزار و میلیونم
-
صف را صف را بنگر
-
از شماره بیرونم
-
یک عمر به ناروایی آن نامرد
-
دیدی چه به روزگارمان آورد
-
اینک تو بگو هر آنچه باید گفت
-
اینک تو بکن هر آنچه باید کرد
-
بشکف بشکف ای دهان آتش خو
-
کز دست نمی دهم تو را آسان
-
شو آزادی به خانه ام آور
-
رو داد مرا ز ناکسان بستان


