-
ما شقایق کوهستان های وطنمان را
-
داریم
-
و هر که را
-
که تاب این آتش رویان را
-
در سینه دارد
-
ما شقایق ها را دوست داریم
-
و روییدن و بالیدنشان را
-
و به شباهنگامی چنین
-
پاسداری شان را
-
گرد آمده ایم
-
ما گل ها را دوست داریم
-
و نه تنها
-
گلها ی گلخانه را
-
که گلهای وحشی خوشبو را هم
-
و آزادی گفتن کلام عطر آگین دوست داشتن را
-
هر که گلی می پسندد
-
و هر که گیاهی
-
و هر که رویش جاودانه جان را
-
باور دارد
-
با ما در این برخاستن یگانه است
-
و ما برخاسته ایم
-
تا بیگانگی را باطل کنیم
-
با ترانه مهر
-
و در برابر آن که چیدن گلها را داس درو به دست دارد
-
با کینه مادران
-
جدایی را همچنان
-
سنگ بر سنگ می نهند
-
و اینک دیواری است
-
بگذار بر این دیوار
-
مرغ من بنشیند
-
و دست تو
-
او را کریمانه دانه بخشد
-
و دیوار
-
پله ای باشد
-
برآمدن ما را
-
چه در بالا
-
یک آسمان
-
به چشمان ما نگاه می کند
-
و در پایین
-
گهواره و گور ماست
-
که بر آن
-
همواره شقایقی سوزان می روید


