-
وقتی که دست می طلبد جان موافق است
-
بر کنده دل ز همهمه ها و گفت و گوی ها
-
مردی که رای دیگر دارد
-
می ایستد به پا
-
گلدان به روی طاقچه
-
دفتر به روی میز
-
چایی درون فنجان جان در میان مشت
-
در سنگری چنان
-
یک مرد در محاصره می ماند
-
تا آخرین فشنگ
-
با آخرین توان
-
در زیر چشم ما
-
یک مرد با هزار گلوله
-
می اوفتد ز پا
رای دیگر
کسرایی
https://www.sherfarsi.ir/kasrai/رای-دیگر
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


