-
آب درپوسته حوض عرق می ریزد
-
زرد و بشکسته و بی جان خورشید
-
عنکبوتی است که افتاده در آب
-
هر کسی در طرفی
-
سایبانی طلبیده است و به چشمان دیده است
-
هفتمین پادشهش را در خواب
-
نگهم مورچه وار
-
می رود از بن دیوار به اوج
-
نردبان سوخته انگشتانش
-
که نهادست ز حیرت زدگی بر لب بام
-
نفسم و انفسم
-
دارم از این همه خاموشی و گرما سرسام
سرسام
کسرایی
https://www.sherfarsi.ir/kasrai/سرسام
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


