-
نه
-
جار نزنید
-
درها را باز کنید
-
پنجه ها را فراختر بگشایید
-
کوچه بدهید
-
کوچه بدهید
-
اوست که می اید
-
من با هزار نشان می شناسمش
-
مادربزرگ گفت
-
خروسخوان می اید
-
می دانم
-
هم اوست که می اید
-
نه پری بر کلاه
-
نه پیرایه ای بر تن
-
این یل
-
پهلوان ماست
-
نامش
-
هرچه بنامیدش
-
چیزی با صفت کار مداوم
-
از دستانش می شناسمش
-
هزاردستان است
-
ببینید
-
چه خوب راهش را می گشاید
-
چه استوار
-
گام برمیدارد
-
بله خیلی ها می شناسندش
-
بوسه ها
-
گل و گلاب
-
و چراغانی برای اوست
-
دور بوده اما
-
دیر نکرده
-
خشن است اما روراست
-
نه نترسید نه
-
هیچکس را
-
یارای گستاخی با او
-
نیست
-
پیغامش را می آورد
-
جواب همه را می دهد
-
و کارش را
-
تمام و کمال می کند
-
پس
-
راه را باز کنید کوچه بدهید
-
و آماده باشید
-
این اوست که می رسد


