-
به فصلی
-
که عریانی درختان را
-
هزار برگ سیاه مشق قیام
-
می پوشاند و
-
دیوارها حتی
-
آرزونامه های رایگان مردمند
-
به روزگاری
-
که هر عابر آرام
-
کز کنار تو می گذرد
-
حرفی است که حادثه ای را اعلام می کند
-
و در هنکامه ای
-
که قلم پا
-
با دوات قلب
-
در صفحه وطن
-
واقعه می نگارد
-
خاموشی ات
-
در بزم گزمگان و
-
سوگ عزیزان
-
هزار سعدی فصاحت است
-
هزار فرخی شجاعت
-
بگذار
-
تا مردمش بگشایند
-
زرادخانه ای را
-
که نامردمی
-
بر آن مهر و موم می نهد و در بستگی اش
-
گشایشی است در کار خلق
-
بنگر
-
چه گذار گلگونی دارند و
-
چه هول همایونی
-
واژه ها در خیابان
-
کلمات
-
صف در صف
-
و جمله ها در ستونی واحد
-
دوشادوش
-
می روند
-
تا نه تنگنای روزنامه ها
-
که گسترده فتحنامه ها را
-
تسخیر کنند
-
آفرین بر تو
-
که جویبار نازک آوازت را
-
به سرود این رود
-
می افکنی
-
تا به دریا رسی
-
هان تلاطم موج و آب
-
دریا دریای مشوش
-
توفانت
-
از کدام سو بر می خیزد
-
تا چراغم را فراراهش برآورم


