مولانا
https://www.sherfarsi.ir/molavi/پرسیدن-شیر-از-سبب-پای-واپس-کشیدن-خرگوش

  1. شیر گفتش تو ز اسباب مرض

    این سبب گو خاص کاینستم غرض

  2. گفت آن شیر اندرین چه ساکنست

    اندرین قلعه ز آفات آمنست

  3. قعر چه بگزید هر که عاقلست

    زانک در خلوت صفاهای دلست

  4. ظلمت چه به که ظلمتهای خلق

    سر نبرد آنکس که گیرد پای خلق

  5. گفت پیش آ زخمم او را قاهرست

    تو ببین کان شیر در چه حاضرست

  6. گفت من سوزیده ام زان آتشی

    تو مگر اندر بر خویشم کشی

  7. تا به پشت تو من ای کان کرم

    چشم بگشایم بچه در بنگرم

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.