-
دختر بر آستانه ی در عاشقانه خواند
-
کای آرزوی من
-
من فارغم ز خویش و تو آسوده از منی
-
با دوست دشمنی
-
بس شام ها ستاره شمردم به نور ماه
-
تا اختر رمیده ی بختم وفا کند
-
شور نگاه دوست در آن چشم دلفریب
-
چون باده سرگرانی عیشم دوا کند
-
هر شب که ماه می نگرد از دریچه ها
-
جان می دهد خیال ترا در برابرم
-
من شاد ازین امید که چون بگذری ز راه
-
شاید چو نور ماه فراز ایی از درم
-
هر ناله ای که می شکند در گلوی باد
-
آهنگ ناله های دلم در فراق تست
-
جون تابد از شکاف درم نور ماهتاب
-
گویم نگاه کیست که در اشتیاق تست
-
ای ارزوی من
-
ای مرد ناشناس
-
آگاه نیستم که کجایی و کیستی
-
اما مرا به دیدن تو مژده می دهند
-
وان مژده گویدم که تویی یا تو نیستی
-
از من جدا مشو
-
چون زندگی به دست فراموشیم مده
-
یا از کنار من به خموشی گذر مکن
-
یا در نهان امید هماغوشیم مده
-
دختر خموش ماند
-
مردی که می گذشت به سویش نگاه کرد
-
دختر به خنده گفت
-
ای مرد ناشناس توانی خبر دهی
-
زان آشنا که هیچ نیامد به دیدنم
-
آن مرد خنده کرد و شتابان جواب داد
-
آن آشنا منم


