-
زانجا که بوسه های تو آن شب شکفت و ریخت
-
امروز شاخه های کهن سر کشیده اند
-
نقش ترا که پرتو ماه آفریده بود
-
خورشید ها ربوده و در برکشیده اند
-
شب در رسید و شعله ی گوگردی شفق
-
بر گور بوسه ها ی تو افروخت آتشی
-
خورشید تشنه خواست که نو شد به یاد روز
-
آن بوسه را که ریخته از کام مهوشی
-
ماندم بر آن مزار و شب از دور پر گشود
-
تک تک برآمد از دل ظلمت ستاره ها
-
خواندم ز دیدگان غم آلود اختران
-
از آخرین غروب نگاهت اشاره ها
-
چون برگ مرده ای که درافتد به پای باد
-
یاد تو با نسیم سبکخیز شب گریخت
-
وان خنده ای که بر لب تو نقش بسته بود
-
پژمرد و در سیاهی شب چون شکوفه ریخت
-
دیدم که در نگاه تو جوشید موج اشک
-
گلبرگ بوسه های تو شد طعمه ی نسیم
-
دیدم ترا که رفتی و آمد مرا به گوش
-
آوای پای رهگذری در سکوت و بیم
-
بی آنکه بر تو راه ببندد نگاه من
-
ای آشنا گریختی از من گریختی
-
چون سایه ای که پرتو ماه آفریندش
-
پیوند خود ز ظلمت شب ها گسیختی
-
اینجا مزار گمشده ی بوسه های تست
-
و آن دورتر خیال تو بنشسته بی گناه
-
من مانده ام هنوز در ین دشت بی کران
-
تا از چراغ چشم تو گیرم سراغ راه


