زورق بی سرنشین
نادرپور
https://www.sherfarsi.ir/naderpour/زورق-بی-سرنشین

  1. در نخستین نیمه ی تاریک شب

  2. در شبی مانند من اندوهگین

  3. آتشی از خانه ی زیرین دمید

  4. با هزاران شعله ی مرگ آفرین

  5. شعله ها از پله بالا آمدند

  6. گامشان چون گام دزدان بی طنین

  7. در زدند و در گشودم وز هراس

  8. قطره های سردم آمد بر جبین

  9. دودم از یک سوی در چشمان نشست

  10. آتشم از سوی دیگر در کمین

  11. شعله ها با پرده رقصیدند و من

  12. در شگفتی ماندم از رقصی چنین

  13. ناگهان خود را ز قاب پنجره

  14. همچو عکسی درفکندم بر زمین

  15. از بلندا رو نهادم در نشیب

  16. وز حرارت با عرق گشتم عجین

  17. چو نظر کردم به سوی آسمان

  18. دوزخی دیدم در آن عرش برین

  19. آسمانی همچو بحر واژگون

  20. موج هایی جمله با آتش قرین

  21. خانه ام را از پس دود و شرار

  22. زورقی پنداشتم خاکسترین

  23. عمر من بود آنچه در زورق هنوز

  24. شعله می زد چون امید واپسین

  25. ناگهان بغضی گلویم را فشرد پاک کردم اشک خود با آستین

  26. شعله ها مردند و در شب غرق شد

  27. خانه ی من زورق بی سرنشین