-
شب ها در آبگینه ی مرداب های سبز
-
آنجا که نیزه های جگن رفته تا به ماه
-
آنجا که ماهیان درخشان لعلگون
-
چشمان گشوده اند به تاریکی سیاه
-
آنجا که عطر وحشی گل های آبزی
-
پیچید در مشام خدایان تیرگی
-
آنجا که شهد روشن مهتاب آسمان
-
بر زهر شام تیره گرفتست چیرگی
-
آنجا که ماه می شکند در دهان موج
-
چون قرص آتشی که در آب افکند شرار
-
آنجا که خفته اند بر اطراف آبگیر
-
مرغابیان پیر در اندیشه ی فرار
-
آنجا که نوشخند پرکنده ی نسیم
-
چین افکند به چهره ی مرداب آشنا
-
آنجا که از تپیدن امواج بیشمار
-
گاهی در آب گل شده برگی کند شنا
-
آنجا که پشگان درشت بلند پای
-
مستانه می دوند بر امواج پر غرور
-
آنجا که ناله های غریبانه ی وزغ
-
پیچیده در سکوت چمنزارهای دور
-
آنجا که پای رهگذری رانده از حیات
-
لغزیده بر کرانه ی نمناک آبگیر
-
آنجا که مژده آورد از مرگ او هنوز
-
آوای نرم خم شدن ساقه های پیر
-
آنجا در آن سکوت غم انگیز لایزال
-
آنجا که مرگ طعنه زند کاین مزار تست
-
بانگی نهیب می زندم از درون دل
-
کاین سرنوشت تست که در انتظار تست


