-
تو هر غروب نظر می کنی به خانه ی من
-
دریغ پنجره خاموش و خانه تاریک است
-
هنوز یاد مرا پشت شیشه می بینی
-
که از تو دور ولی با دل تو نزدیک است
-
هنوز پرده تکان می خورد ز بازی باد
-
ولی دریغ که در پشت پرده نیست کسی
-
در آن اجاق کهن آتش نمی سوزد
-
در آن اتاق تهی پر نمی زند مگسی
-
هنوز بر سر رف برگ های خشکیده
-
نشان آن همه گل های رفته بر باد است
-
هنوز روی زمین پاره عکس های قدیم
-
گواه آن همه ایام رفته از یاد است
-
درخت پیچک ایوان ما رمیده ز ما
-
گشوده سوی درختان دوردست آغوش
-
ستاره ها همه درذ قاب شیشه محبوسند
-
قناریان همه در گوشه ی قفس خاموش
-
درون خانه ی ما گرمی نفس ها نیست
-
درون خانه ی ما سردی جدایی هاست
-
درون خانه ی ما جشن دوستی ها نیست
-
درون خانه ی ما مرگ آشنایی هاست
-
چه شد چگونه شد ای بی نشان کبوتر بخت
-
که خواب ما به سبکبالی سپیده گذشت
-
جهان کر است و من آن گنگ خوابدیده هنوز
-
چه ها که در دل این گنگ خوابدیده گذشت
-
به گوش میشنوم هر شب از هجوم خیال
-
صدای گرم ترا در سکوت خانه هنوز
-
برای کودک گریان ترانه می خواندی
-
مرا ز خواب برانگیزد آن ترانه هنوز
-
تو هر غروب نظر می کنی به خانه ی من
-
دریغ پنجره خاموش و خانه تاریک است
-
خیال کیست در آن سوی شیشه های کبود
-
که از تو دور ولی با دل تو نزدیک است
-
من از دریچه ترا در خیال می بینم
-
که خیره می نگری ماه شامگاهی را
-
سپس به اشک جگر سوز خویش می شویی
-
ز چشم کودکم اندوه بی پناهی را


