رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفت
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/رمید-صبر-و-دل-از-من-چو-دلنواز-برفت

  1. رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفت

    چه چاره سازم از این پس چو چاره ساز برفت

  2. سوار گشته و عمدا گرفته باز به دست

    نموده روی به بیچارگان و باز برفت

  3. به گریه چشمه چشم بریخت چندان خون

    که کهنه خرقه سالوسم از نماز برفت

  4. جز از خیال قد و زلف یار و غصه شوق

    دگر ز خاطرم اندیشه دراز برفت

  5. ز منع خلق از این بیش محترز بودم

    کنون حدیث من از حد احتراز برفت

  6. دریغ و درد که در هجر یار و غصه دهر

    برفت عمر و حقیقت که بر مجاز برفت

  7. عبید چون جرست ناله سود می نکند

    چو کاروان جرس جمله بیجواز برفت

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.