-
ز کوی یار زمانی کرانه نتوان کرد
جز آستانه او آشیانه نتوان کرد
-
کسی که کعبه جان دید بی گمان داند
که سجده گاه جز آن آستانه نتوان کرد
-
مرا به عشوه فردا در انتظار مکش
که اعتماد بسی بر زمانه نتوان کرد
-
ترا که گفت که با کشتگان راه غمت
اشارتی به سر تازیانه نتوان کرد
-
به پیش زلف تو بر خال بوسه خواهم زد
ز ترس دام سیه ترک دانه نتوان کرد
-
فسرده صوفی ما را که میبرد پیغام
که ترک شاهد و چنگ و چغانه نتوان کرد
-
مرا به مجلس واعظ مخوان و پند مده
فریب من به فسون و فسانه نتوان کرد
-
بخواه باده و با یار عزم صحرا کن
چو گل به باغ رود رو به خانه نتوان کرد
-
مکن عبید ز مستی کرانه فصل بهار
که عیش خوش به چمن بی چمانه نتوان کرد
ز کوی یار زمانی کرانه نتوان کرد
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/ز-کوی-یار-زمانی-کرانه-نتوان-کرد
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4500 تومان)


