-
زهی لعل لبت درج لئالی
مه روی ترا شب در حوالی
-
چو چشمت گشتم از بیمار شکلی
چو زلفت گشتم از آشفته حالی
-
حدیث زلف خود از چشم من پرس
سل السهران عن طول اللیالی
-
ز شوق قامتت مردم خدا را
ترحم ذلتی یا ذالمعالی
-
ز هجرت ناله میکردم خرد گفت
عبید از یار دوری چون ننالی
زهی لعل لبت درج لئالی
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/زهی-لعل-لبت-درج-لئالی
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


