-
سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
عتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشت
-
لطافت لب و دندان و مستی چشمش
چو می پرستی ما یک به یک ز حد بگذشت
-
بلابه گفت که از حد گذشت جور رقیب
به طنز گفت که بی هیچ شک ز حد بگذشت
-
بنوش باده صافی ز دست دلبر خویش
که بیوفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت
-
عبید را دل سنگینش امتحان کردند
عیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت
سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/سیاه-چرده-بتم-را-نمک-ز-حد-بگذشت
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(2500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(2500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(2500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(2500 تومان)


