قصه درد دل و غصه شبهای دراز
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/قصه-درد-دل-و-غصه-شبهای-دراز

 

  1. قصه درد دل و غصه شبهای دراز

    صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز

  2. محرمی نیست که با او به کنار آرم روز

    مونسی نیست که با وی به میان آرم راز

  3. در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار

    دم فرو بسته از آنم که ندارم دمساز

  4. خود چه شامیست شقاوت که ندارد انجام

    یا چه صبحست سعادت که ندارد آغاز

  5. بی نیازی ندهد دهر خدایا تو بده

    سازگاری نکند خلق خدایا تو بساز

  6. از سر لطف دل خسته بیچاره عبید

    بنواز ای کرم عام تو بیچاره نواز

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.