-
کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را
-
تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت
خاطر آزاد شد از سرو خرامان ما را
-
ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم
می کند حلقه زلف تو پریشان ما را
-
تا به دامان وصالت نرسد دست امید
دست کوته نکند اشگ ز دامان ما را
-
در ره کعبه وصل تو ز پا ننشینیم
گرچه در پا شکند خار مغیلان ما را
-
ای عبید از پی دل چند توان رفت آخر
کرد سودای تو بس بی سر و سامان ما را
کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/کرد-فارغ-گل-رویت-ز-گلستان-ما-را
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)


