تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/تا-کی-ای-دلبر-دل-من-بار-تنهایی-کشد

  1. تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد

    ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد

  2. کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت

    عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد

  3. سروبالای منا گر چون گل آیی به چمن

    خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد

  4. روی تاجیکانه ات بنمای تا داغ حبش

    آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد

  5. شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند

    فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد

  6. دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست

    ساحر چشمت به مقناطیس زیبایی کشد

  7. خود هنوزت پسته خندان عقیقین نقطه ایست

    باش تا گردش قضا پرگار مینایی کشد

  8. سعدیا دم درکش ار دیوانه خوانندت که عشق

    گر چه از صاحب دلی خیزد به شیدایی کشد

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.