خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/خواهم-اندر-پایش-افتادن-چو-گوی

  1. خواهم اندر پایش افتادن چو گوی

    ور به چوگانم زند هیچش مگوی

  2. بر سر عشاق طوفان گو ببار

    در ره مشتاق پیکان گو بروی

  3. گر به داغت می کند فرمان ببر

    ور به دردت می کشد درمان مجوی

  4. ناودان چشم رنجوران عشق

    گر فروریزند خون آید به جوی

  5. شاد باش ای مجلس روحانیان

    تا که خورد این می که من مستم به بوی

  6. هر که سودانامه سعدی نبشت

    دفتر پرهیزگاری گو بشوی

  7. هر که نشنیدست وقتی بوی عشق

    گو به شیراز آی و خاک من ببوی

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.