-
بر عجز دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشاید
-
دشمن چو بینی ناتوان لاف از بروت خود مزن
مغزیست در هر استخوان مردیست در هر پیرهن
-
هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای
-
پسندیده است بخشایش ولیکن
منه بر ریش خلق آزار مرهم
-
ندانست آنکه رحمت کرد بر مار
که آن ظلمست بر فرزند آدم
در آداب صحبت گفتار شانزدهم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-آداب-صحبت-گفتار-شانزدهم
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


