در اخلاق درویشان حکایت بیست و چهارم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-اخلاق-درویشان-حکایت-بیست-و-چهارم

  1. گله کردم پیش یکی از مشایخ که فلان بفساد من گواهی داده است گفت به صلاحش خجل کن

  2. تو نیکوروش باش تا بدسگال

    بنقص تو گفتن نیابد مجال

  3. چو آهنگ بر بط بود مستقیم

    کی از دست مطرب خورد گوشمال

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.