در سیرت پادشاهان حکایت سی و هشتم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-سیرت-پادشاهان-حکایت-سی-و-هشتم

  1. گروهی حکما به حضرت کسری به مصلحتی در سخن همیگفتند و ابوزرجمهر که مهتر ایشان بود خاموش گفتند چرا با ما در این بحث سخن نگوئی

  2. گفت حکیمان بر مثال اطبااند و طبیب دارو ندهد جز سقیم را پس چون بینم که رای شما بر صوابست مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد

  3. چو کاری بی فضول من برآید

    مرا در وی سخن گفتن نشاید

  4. وگر بینم که نابینا و چاهست

    اگر خاموش بنشینم گناهست

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.