دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/دردیست-درد-عشق-که-هیچش-طبیب-نیست

  1. دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست

    گر دردمند عشق بنالد غریب نیست

  2. دانند عاقلان که مجانین عشق را

    پروای قول ناصح و پند ادیب نیست

  3. هر کو شراب عشق نخوردیست و درد درد

    آنست کز حیات جهانش نصیب نیست

  4. در مشک و عود و عنبر و امثال طیبات

    خوشتر ز بوی دوست دگر هیچ طیب نیست

  5. صید از کمند اگر بجهد بوالعجب بود

    ور نه چو در کمند بمیرد عجیب نیست

  6. گر دوست واقفست که بر من چه می رود

    باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست

  7. بگریست چشم دشمن من بر حدیث من

    فضل از غریب هست و وفا در قریب نیست

  8. ز خنده گل چنان به قفا اوفتاده باز

    کو را خبر ز مشغله عندلیب نیست

  9. سعدی ز دست دوست شکایت کجا بری

    هم صبر بر حبیب که صبر از حبیب نیست

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.